محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
8
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
4 - العدة عطيّة . ( 1 ) وعده كردن وام دادنست يعنى هر كه كسى را چيزى پذيرد گوئى كه بوى رسانيده است براى اينكه آن كس دل در آن بندد و در آن طمع بكند ؛ شعر : گر بوعده كنى دلى را شاد * وعدهء آن عطا ببايد داد 5 - و العدة دين . ( 2 ) وعده كردن وام است واجب بود كه بدهد ؛ شعر : وعده واميست گفت پيغمبر * وام دادن ز واجبات شمر 6 - الحرب خدعة . ( 3 ) كارزار كردن فريفتن است يعنى در كارزار مكر و حيلت نيكتر باشد كه قوّت و شجاعت ؛ شعر ؛ حرب خدعه است و خدعه هست فريب * هست خدعه بتر ز جنگ و نهيب 7 - النّدم توبة . ( 4 ) پشيمانى توبه است ، يعنى هر كه بر گناه پشيمان شود و ديگر باره با سر گناه شود آن توبه نبود بلكه استهزا بود چون پشيمانى او نه از ترس خداى تعالى بود ؛ شعر : هر كه او از گنه پشيمانست * مصطفى گفت توبهاش آنست 8 و 9 - الجماعة رحمة . و الفرقة عذاب . ( 5 ) جماعت كردن رحمتست و جدائى عذاب است ؛ گفتهاند كه : مراد نماز به جماعت است يعنى هر كه نماز به جماعت كند برحمت خداى نزديك بود زيرا كه نماز به جماعت يك ركعت به از بيست و پنج ركعت است از نماز تنها ، و گفتهاند « 1 » كه : مراد بدين « جماعت » آل رسول است عليهم السّلام يعنى هر كه از پس ايشان برود برحمت خداى رسد ، و هر كه از ايشان جدا شود مستحقّ عذاب گردد ؛ شعر : رحمت اندر جماعت « 2 » دين است * در جدائى عذاب تعيين است
--> ( 1 ) نسخهء قديم از اينجا آغاز مىشود و تا اينجا فقط از روى نسخهء آقاى حسين باستانى راد چاپ شده . ( 2 ) ملاحظهء حديث شمارهء 187 و 353 براى روشن شدن معنى « جماعت » مفيد است .